سیم کارت ایرانسل.صبا انرژی هسته ای بوش دکتر احمدی نژاد .همش تو بچه های لوس

خوب امروز مطلب واسه عزیزانم تو این وبلاگ نذاشتم اما اگر که نه باید برید به ادرس فوق وبلاگ بچه های برق شهید بهشتی بچه های لوس

تا مطلبم رو بخونید.دارم میرم ده نجوایی با یاران کنم/سودایی با این دل همیشه نالان کنم/(در ضمن اخرین مطلبم تو امسال بود)شما رو به خانواده و خانوادتونو به خدا سپارم.

عید

عید

باز هفت سین سرور
ماهی و تنگ بلور
سکه و سبزه و آب
نرگس و جام شراب

باز هم شادی عید
آرزوهای سپید
باز لیلای بهار
باز مجنونی بید

باز هم رنگین کمان
باز باران بهار
باز گل مست غرور
باز بلبل نغمه خوان

باز رقص دود عود
باز اسفندو گلاب
باز آن سودای ناب
کور باد چشم حسود

باز تکرار دعا
یا مقلب القلوب
یا مدبر النهار
حال ما گردان تو خوب
راه ما گردان تو راست

باز نوروز سعید
باز هم سال جدید
باز هم لاله عشق
خنده و بیم و امید

لیک در این همه رنگ
لیک در این همه نور
سهم من هم این شد
که بمانم دلتنگ
و نباشم مسرور

باز تحویل سکوت
باز شمعی واژگون
باز اشکی در دو چشم
باز بغضی در گلو

باز تندیس بهار
مشت می کوبد به در
پنجره فریاد کرد
او نیامد از سفر
باش تا سال دگر
باش تا سال دگر

عیدتون مبارک

همیشه این وقت های سال

از یک گوشه ی دل رمیده ی بی در کجا

 زلال خاطره سر ریز می شود

و هفت سین می آورد

و هفت هزار شکوفه

وهفتاد هزار آرزوی خوش

که به هفت گوشه ی دنیا بفرستی

تا هفت هزار ستاره بدرخشد

 در دل کسانی که

هفتاد هزار بار دوستشان داری

 

مثنوی هذلولوی

   یک سلامی من کنم بر دوستان                         بر عزیزان و رفیقان هم زمان

 سینه خواهم شرحه شرحه از فراغ                    روی صحبت هست بانازک دلان

شاعر پس از حال و احوال پرسی عامیانه ُ حس خود را در ایام تعطیل نسبت به رفقا این گونه رقم میزند:   

 

یاد یاران خواب را از من ربود                     هر  شب از این بیست شب یکسان نمود

من به هر جمعیتی نالان شدم                       جفت یاران اندر این عالم نبود

 

من نگویم شاعرم  شیرین زبان                    این خضوع است و خشوع، ای دوستان

هر که خواهد دیدنم گو در سخن بیند مرا              چون ز تهران رفته ام بر بوستان

 

پس از آنکه شاعر از خضوع و خشوع خود صحبت به میان می آورد می خواهد دیگران را از اتفاقی  با خبر کند و آن ترک تهران است و در ادامه شاعر به معرفی خود می پردازد:

 

من نمازم باشد اندر آستان                             شعر من نو نیست هستش داستان

اهل کاشانم برادر ، پیشه ام دانشوری است        احمد و سهراب  ، نامی آشنا، درباستان

 

                                                    باب دوم

 

آنکه فعال است در وبلاگ ما                                   نام او امّید در دلهای ما

 

پس از آنکه شاعر از امید قهاری تعریف می کند، زمان را مغتنم شمرده و به تبلیغ از کاشان یعنی شهر نیاکانش می پردازد:

     

            شهر ما از خانه ی ما دور نیست           تور کاشان بهتر از اهواز نیست ؟

 

و حال موقع اتصال این دو مهره فرا می رسد (یعنی اتصال کاشان و امید) و شاعر دراین  بیت تقاضای خو د را به زیبایی بیان می کند:

 

                 تنگ است ما را خانه تنگ است، ای امیدم   (امید قهاری)

                        ما را  ببر کاشان که تا شهرت  ببینم

 

 هر که دارد هوس بوی بهار                       ثبت نامش می کند امّید با صرف ناهار

 

شاعر که خود نیز ریشه ای عمیق در کاشان دارد با هم ولایتی خود به نجوا می پردازد و از اینکه مدت زیادی است در تهران بوده احساس ناراحتی می کند  و از امید میخواهد تا او و  بر و بچ برق 86همراه با یکی از بچه های پزشکی را به شهرشان برده تا مراسم گلاب گیری در کاشان را ببینند ناگهان  حال و هوای کاشان شاعر را مدهوش خویش می کند  و در ادامه این چنین می سراید:

 

   بوی موی گل همی آید به گوشم                   من گلاب جولیان(کاشان) خواهم بنوشم

 

      شاعر که همچنان مدهوش بوی موی جولیان مانده ،توشه ی سفر بر می چیند و سوار بر اتوبوس ولوو یی می شود  که روی آن نوشته (تهران_جولیان).

به مدت 20 شبانه روز آنجا می ماند و از طبیعت بکر استفاده می کند و تنها چیزی که مایه ی ناراحتی اوست دوری از رفقاست .

من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید             جمع یارانٍ مرا در قفس آرید و دلم شاد کنید

 

 

            و در نهایت در حالیکه شاعر اشک در چشمانش حلقه زده است ، دست به سوی آسمان بر می دارد و این چنین زیر لب نجوا می کند :

 

                                  اینک در نزد خداوند تبارک

                                   گویم به تو سال نو مبارک

احمدا  مرد نکو نام نمیرد هرگز                           مرده آن است که جان در بدنش ممکن نیست

جا داره در آخر از  دوستان عزیزم سعدی ،حافظ ،مولانا و..... که اجازه دادند از شعرشون استفاده کنم کمال تشکر را داشته باشم .

                                                   

 

 

سال نو مبارک


اين بار سري تكان نده
يك سال ديگر هم گذشت
بي تو - به ياد تو - تنها
از ما نپرس
حرفها تكراري است
آنقدر پاي بساط زندگي
درد كشيدم
كه خاكستر شد
جا پاي هزاران نگاه نا پاك در من بود
كه سبز نشد
گره بر بخت خود زدي
جز تنهايي محرمي نيست
اين گلايه تقديم به تو : 
                                       سال نو مبارك

با آرزوي
             12   ماه شادي
             52   هفته خنده
           365   روز سلامتي
         7860   ساعت عشق
      525600  دقيقه موفقيت
    3153000   ثانيه دوستي
              
     

          سال نو را به تمامي دوستاي گلمتبريك ميگم...


    
دلت باهام يکي نيست
 دروغ ميگي دورنگي
ديگه تو رو نميخوام
 با همه ي قشنگي
ديگه دوست ندارم
 عشق تو رو نميخوام
 دل منو شکستي
منو نخواستي رفتي
 دور از چشام نشستي
 نگو که راستي راستي
از ته دل هميشه
 فقط منو مي خواستي
 خيال کردي هميشه
 اسير و چش براتم
دربدر و پريشون
 دنبال اون نگاتم
پشيمونم پيشمون
با اين همه زرنگي
چرا که زودتر از اين 
 نفهميدم دورنگي
حرفات همش دروغه
 دوسم نداشتي رفتي
منو با آرزو هام
 تنها گذاشتي رفتي

دوستت دارم

آي رفقا كي مي تونه ، خط بکشه رو غصه هام ؟!

                                                                             هوای تازه ای بده ، به هق هق ترانه هام ؟!

                    كي مي تونه عاشقونه ، تُو فصل خشكسالي من ؟!

                                                                              بارون ياري بباره ، رو دستاي خالي من ؟!

« دوستت دارم » جمله ای با نیروی عظیم که عمق جان انسان را در بر می گیرد. گفتن همین جمله کوتاه نشانی از اوج حیات فکری و روحی انسان است. آن زمان که او نیاز به بالاترین ابراز احساس دارد همین جمله کوتاه است که او را از هزاران در گیری فکری رها می کند....

 

لطفا" بقیه رو در ادامه مطلب  بخونید...

یادتون نرو نظر بدین       

ادامه نوشته

سانسور در ایران بیداد می کند، ان پنکت

به یکی از نویسندگان کتاب های کودک گفته شده است: "تو از یک اردک به نام -شجاع- ‏نوشته ای، اما اردک شجاع نیست، قورباغه شجاع بوده است." او در پاسخ گفته که نمی تواند ‏عنوان را عوض کند چون ترجمه ای از یک زبان دیگر بوده است و از آن گذشته این یک ‏کتاب کودک است. ‏منصور واعظی، مدیر عامل کتابخانه های عمومی در 6 مارس به گردهمایی مدیران کتابخانه ‏ها هشدار داد که کتابخانه هایشان از کتاب های نامناسب پاکسازی خواهد شد. ‏آزادی دانشگاهی هم ظرف سه سال ریاست جمهوری احمدی نژاد به شدت دچار محدودیت ‏شده است. کارکنان دانشکده هایی که به نظر "مشکل ساز" آمده اند، به زور بازنشسته یا حتی ‏از کار برکنار شده اند.

سکه.سیب سمنو  دکتر سیف سیر سیم کارت ایرانسل سوز دل

عید که بشه فک و فامیلو ملاقات کرده وطبق رسوم کهن صلحه ارحام را به جا اورده و ....حتما فکر کردید منم می خواهم عید تبریک بگم ...اما اشتباه کردید گفتنیا رو رفقا گفتند.گفتم کسی بپرسه دانشگاهتون چه جوریه ؟چی بگم؟خوب من میگم :دانشکده فنی در راس عموره.رئیس دانشکده مدام مارو بانزورات گاه و بی گاهش شرمنده می کنه!اموزش دانشکده مون به تمام کارا سامان می دهند! اینو نمیگم یه پیرمرده که هنوز اسمشو نمیدونم مثل عزرائیل مدام تو پله ها  و سالن پرپر می زنه تا قربانی خودشو پیدا کنه!جاش داستان فرشته کوچولو رو میگم که ارزویه بچه هارو بر اورده می کنه!میگم انتشاراتمون خیلی قوی و ۵ دستگاه جدید کپی از المان تازه اوردن!میگم فضای سبزی داره که بیا ببین...مثل دانشگاه تهران که نیست یه خورده خزه سبز شده باشه!اوصاف کمالی بوفه همین بس که همه چیزو با قیمت میدون ولی عصر وکیفیت بسیار بالا!(البته اینو از قلم انداختم ۲ماه تعطیله:همه دعا کنید باز بشه...چراشو الان میگم)...خوب اون روزائی رو بیاد بیار که وقتی از جلوی سلف بااون بوی مطبوع هر گشنه ای رو از غذا فراری میده و دو ساعت بعد دوباره گشنگی به مغز استخانتون رخنه میکنه ونمی زاره خون به دوگوله برسه اگه بوفه نباشه که باید مستقیم راهی جهنم(خودم)و بهشت(شما) بشیم و جسممون هم خوراک لاشخورا! 

میگم همه چی عالیه فقط یه قهوه خونه کم داریم که بعد کلاس با اساتید محترم(دکتر صبا یوسفی عرب زاده)البته با هنر نمائی جواد یه حالی کنیم....حالا یه چیز جدا از بحث بگم اون ساعت که شبیه قلبه تقدیم به داش پاشا می کنم...سالم باشید به پدرا هم سفارش کنید اروم رانندگی کنند...

۲۴ دانشجو در سانحه تصادف، در آتش سوختند

خبرنامه امیرکبیر: اتوبوس حامل دانشجویان موسسه غیرانتفاعی خیام مشهد در مسیر بازگشت از اردویی با تانکر سوخت برخورد کرده که در این سانحه ۲۴ دانشجو در آتش سوختند.

 

در این حادثه در ۳۵ کیلومتری اندیمشک بعد از شهر حسینیه رخ داد، ۲۴ دانشجو کشته شده و ۴ تن دچار مجروحیت شده اند.

 

یکی از همراهان دانشجویان ضمن تایید این خبر گفت: “اتوبوس حامل دانشجویان ۲۸ نفر سرنشین داشته است که بر طبق اطلاعات رسیده فقط ۴ نفر از دانشجویان زنده مانده اند. یکی از این دانشجویان سوختگی شدیدی دارد و در اهواز بستری است و سه تن دیگر در دزفول هستند.”

 

لازم به یادآوری است، در دی ماه نیز در حادثه ای مشابه ۹ تن از دانشجویان دانشگاه دامغان کشته و ۴۴ نفر زخمی و مجروح شدند.

دو روز پس از انتخابات: لغو مجوز انتشار ۱۰ نشریه

خبرنامه امیرکبیر: کمتر از ۲ روز پس از برگزاری انتخابات، هیأت نظارت بر مطبوعات، مجوز ۱۰ نشریه را لغو کرده و به ۱۳ نشریه تذکر دادند.

 

اسامی نشریاتی که از سوی هیأت نظارت بر مطبوعات لغو امتیاز شده‌اند عبارتند از: دو هفته نامه “دنیای تصویر”، ماهنامه “بازنگری”، دو هفته‌نامه “صبح زندگی”، هفته نامه “تلاش”، هفته نامه “به سوی افتخار”، هفته نامه “ندای ایران”، ماهنامه “هفت”، ماهنامه “شوکا” و دو هفته نامه “هاوار”.

 

همچنین آژانس خبری موکریان گزارش داد هیأت نظارت بر مطبوعات، پروانه انتشار دو هفته نامه “هاوار” را لغو کرده است.

 

سید هاشم هدایتی صاحب امتیاز و مدیر مسئول دو هفته نامه هاوار ضمن تأیید این خبر اظهار داشت: “علت صدور این حکم که امروز یکشنبه ۲۶ اسفند ماه از سوی هیأت نظارت بر مطبوعات به من ابلاغ شد، از دست دادن برخی از شرایط مدیر مسئولی اینجانب به استناد تبصره ماده ۱۱ قانون مطبوعات عنوان شده است.”

 

دو هفته نامه کردی - فارسی هاوار نشریه ای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی با گستره توزیع استان های آذربایجان غربی، ایلام، کردستان و کرمانشاه بود که تاکنون ۴۵ شماره از آن منتشر شده است

داستان یک معشوق

نویسنده:یک عاشق

 

کيف رو از شونه ام رها ميکنم و تلپ ميخوره رو زمين.خونسرد دولا ميشم که بند کفشام رو باز کنم :
-سلام!
ميتونم تصور کنم الان مامان و بابا با تعجب نگام ميکنن و علي هم يه چيزي بهم ميگه :
-الان که فصل نمره گرفتن نيست که تو عصبي هستي!
-هه هه هه!
تا علي دهان باز ميکنه جواب بده مامان حرفش رو قطع ميکنه :
-غذاتو گرم کنم؟
نميدونم چرا مامان هميشه فکر ميکنه اگه بهم غذا بده حالم خوب ميشه.بديش اينه که گاهي خودم هم نميدونم چرا ناراحتم.پس اگه بگم نه،وقتي مامان گير ميده که چي شده جوابي ندارم بدم!پس بهترين راه اينه که فکر کنه گرسنمه!
-آره لطفا!ممنون...ميرم لباس عوض ميکنم و ميام!
علي يه چيزي زير لب ميگه.مثل هميشه!
-با من بودي علي آقا؟
سرش رو تکون ميده و ميره به سمت آشپزخونه :
-نخير!من اين شلوارم رو خيلي دوست دارم!با شما نبودم!
منظورش اينه که پاچه ميگيرم!حوصله بحث ندارم.ميرم تو اتاق،در رو ميبندم و ضبط رو روشن ميکنم.با صداي بلند.

ادامه مطلب رو هم بخونید...

 

ادامه نوشته

ye shere bahal

آيينه دلم ز چه زنگار غم گرفت

 
تار اميدها همه پود الم گرفت


گفتم مرا نياز به نازش نمانده است


فرصت طلب رسيد و سخن مغتنم گرفت


او را كه با سخن به دلش ره نبرده ام.................

اگه خوشتون اومد حتما" ادامه مطلب رو بخونین

 

ادامه نوشته

فرهنگ ایران در حال نابودیست بیایید نگذاریم

 
می‌دانم دل نبستن به جشن‌های این و آن در این روزگار غمگین و پر از گرفتاری سخت است ...!
می‌دانم که هر بهانه‌ای برای شاد بودن در این روزگار غنیمت است!
با این همه فقط یک نکته کوچک: شما که می خواهید شاد باشید، شما که می‌خواهید به عشقتان هدیه بدهید، اگر تنها کمی در میان این هیاهو نیمه علاقه‌ای هم به این کهن سرا دارید، برایتان فرقی می‌کند که هدیه‌ی تان را به جای 14 فوریه (25 بهمن ماه)، 29 بهمن ماه بدهید؟
بهترنیست به جای اینکه از ماه‌های دیگران استفاده کنیم ، از ماه خودمان استفاده کنیم؟
آیا بهتر نیست به جای اینکه زادمرگ یک کشیش مسیحی را جشن بگیریم، یک جشن کهن خودمان را زنده کنیم؟
آیا بهتر نیست یک جشن چند هزارساله‌ی ایرانی را به جای یک جشن ..........
 
 
بقیه رو می تونین تو ادامه مطلب بخونین   
ادامه نوشته

همه چيز با خدا ممكن است...

قانون خالي شدن(خلا)

هميشه خلا باعث جذب مي شود.

تصور كنيد اتاقي داريد پر از وسايل.شلوغ و داخل آن جاي سوزن انداختن نيست.حالا ما سفارش دو دست مبلمان داده ايم.همين الان مبل ها را آورده اند.و كارگران پشت در منتظر هستند تا ما آن ها را در اتاق جا كنيم.واي چه وضعيتي!اصلا جاي خالي نيست!مي بينيد اين كار امكان پذير نيست.مگر اينكه اتاق را خلوت كنيم.بعضي وسايل را بيرون ببريم و برخي را جاي ديگر بگذاريم.

زندگي هم همين طور است...

 

ادامه نوشته

انتقادي كوچك از انتخابات 24 اسفند

بله انتخابات يعني نظر سنجي ملت.اصلا انتخابات مال ملت است. اين ملت هستند كه در كشور نقش اساسي را ايفا مي كنند.آخه مردم بدبخت ايران در مدت زمان كمتر از يك هفته چگونه مي توانند نماينده خود را انتخاب كنند.ب نظر شما اين فرصت كافي است؟

اين نامزد ها همان نامزدهايي هستند كه نزديك به ۱۷۰۰نفر از آنان رد صلاحيت شده اند.واقعا چه تعداد وسيعي!!!

اين افراد بخت برگشته رد صلاحيت شده همان اصلاح طلبان و ياران خاتمي هستند.همان دوم خردادي ها...

من خودم روز جمعه كه رفتم به يكي از شعب انتخابات ديدم خانمي با سن ۶۰سال كه سواد هم نداشت به دخترش مي گفت هر كسي رو كه دوست داري اسمش را بنويس.اصلااين خانم كه حتي سواد هم نداشت وقتي از سوابق اين نامزد ها خبر نداشت چگونه توانست نام افرادي را به قيد قرعه در ليست بنويسد.فكر كنم دخترش هم هر كسي را كه اسمش قشنگ بود در ليست نوشت...

بابا لا اقل آدم يا طرفدار اصلاح طلبان ميشه يا اصول گرايان...

اين انتخابات بين ۲جناح اصول گرا يا بهتر بگم حاميان محمود احمدي نژاد خبر هاي ديگري هم دارد:

آقاي محمد رضا پور ابراهيمي كانديداي مجلس هشتم و نماينده مردم كرمان در شب انتخابات رد صلاحيت شد...

آقاي موسوي لاري رئيس ستاد اصلاح طلبان در مورد تخلفات صورت گرفته در انتخابات مجلس هشتم اظهار نگراني كرد...

اگر نظر من رو بخواهيد من خودم به چند تن از اصلاح طلبان خوش شانسي كه از سد آزمون بررسي صلاحيتها عبور كرده بودند راي دادم ولي چه فايده...

اين افراد جزو اقليت نامزد ها بودند من خواستم به احزاب و اقليت هاي مذهبي موجود در كشورم احترام بگذارم چون ايران سرزمين من است ايران مال من است.از كجا معلوم كه اين اصلاح طلب ها به شعار هاي خود وفادار باشند يا حتي ذاتا اصول گرا نباشند...

به هر حال دوستان محترم و روشنفكر خيلي مايل هستم نظر و انتقاد شما را نيز در مورد انتخابات ۲۴ اسفند بدانم.

خدای لیلی

روزی شخصی در حال نماز خواندن در راهی بود.مجنون بدون اینکه متوجه شود از بین او و سجاده اش عبور کرد.مرد نمازش را قطع کرد و داد زد هی!!! چرا بین من و خدایم فاصله انداختی؟! مجنون به خود آمد و گفت:من که عاشق لیلی هستم تو را ندیدم!! تو که عاشق خدای لیلی هستی چگونه مرا دیدی؟

تصمیماتی که الان دارن در غیبت نوروزیمان میگیرن...دانشگاه رو میگم

اول از همه که مهمتره. چی میگم..نمیدونی .اره میبینیم ...

جداسازی کتاب دخترا از پسرا که دیگه بهونه نیارن جزو میخواهیم...وای چه پسرای خوبی..

احتمالاً در کتاب درسي دختران داستان دهقان فداکار این جوری اتفاق می افته:‏
زهرا خانم  فداکار خيلي ناراحت شد اول خواست پيراهنش را در بياورد ببندد به چوبدستي و آتشش بزند. بعد ‏يادش آمد لخت مي‌شود و اگر چشم مسافران نامحرم به او بيفتد خدا او را با چوبدستي‌اش در آتش جهنم مي‌اندازد. ‏بعد خواست چادرش را استفاده کند ياد موهايش افتاد. سپس متوجه شد لازم نيست مثل مردها به هر بهانه‌اي لخت ‏بشود، او زن است و خدا به او عقل داده لذا نفت فانوسش را ريخت روي چوبدستي و چوبدستي‌اش را آتش زد و ‏چون دويدن براي زن بد است سلانه سلانه به طرف قطار رفت اما دير شده بود و قطار با سنگ‌ها برخورد کرد و ‏همه‌ي مسافران شهيد شدند. انا لله و انا اليه راجعون.‏

راستی چرا همیشه قهرمانا پسران....نیستند؟کی گفت جواب بده... بگذریم پتروس میگم با یه انگشت همه رو نجات داد...دهقان فدا کار..شهید فهمیده...ممد علی که با گندگیه ذاتیش گنده لاتای شهرو قرخونده ..

بچه ها اگه شوخی میکنم با اسمتون ببخشیدا ...

آغاز به کار


سلام

اولین مطلبم را با آهنگ  Westlife شروع میکنم.شاید شما اسم این گروه ایرلندی را شنیده باشین.ولی محض اطلاع:

این گروه در ابتدا ۵ نفر بوده و بعد از مدتی تبدیل به یک گروه ۴ نفره شده.این گروه از زمانی که متولد شده رکوردهای بسیاری را شکسته و تعداد زیادی از آهنگ های آن ها جز فهرست پر فروش ترین ترانه ها قرار گرفته است.

به شما پیشنهاد میکنم که آهنگ هاشون را گوش بدید.

Smile

Smile though your heart is aching
Smile even though it's breaking
When there are clouds in the sky, you'll get by
If you smile through your fear and sorrow
Smile and maybe tomorrow
You'll see the sun come shining through for you

Light up your face with gladness
Hide every trace of sadness
Although a tear may be ever so near
That's the time you must keep on trying
Smile, what's the use of crying?
You'll find that life is still worthwhile
If you just smile

That's the time you must keep on trying
Smile, what's the use of crying?
You'll find that life is still worthwhile
If you just smile

با آرزوی موفقیت برای همه ی شما